شب بارانی
سرای عاشقان
آبان 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
کهنه یادداشتهای بارونی

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 25 آذر ماه سال 1382

های هوی بیهوده

شنیدم که میگفتی سالهاست که مرا ندیده ای اما بدان من از تو چشم بر نداشته ام.تو در این حکایت مرا شتابزده میبینی! تامل کن و باحوصله تماشایم کن. راستی او را چه میشود که اینگونه بیتاب است؟ بلندتر بگو نمیشنوم، حرکت در من است و تو در تمام منظره هایم با وقار نشسته ای. تو در من بزرگ و بزرگتر شده ای، جدا شدن از تو یعنی پایان من، اما من در تو مانده ام و به بالای صدایت رسیده ام. بالاترین نقطه ای که دست یافتنی بود. گفتنی است این جمله: با کوچه ها اما حرف دیگریست. در کوچه های من. در کوچه های تو اما بازی دیگریست. بر دست نوشته هایمان غبار نشسته است. وای بدان روزی که در چشم ما غبارنشسته باشد. نگاه ما باید تماشایی باشد.......هـــــــــــــای.......کوچه ها راببین، ضیافتها را دل دل میکنند.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
جستجو
تعداد بازدیدکنندگان : 64918


Powered by BlogSky.com


شناسنامه کامل من...