شب بارانی
سرای عاشقان
آبان 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
کهنه یادداشتهای بارونی

مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 10 آذر ماه سال 1382

من نه. تو باید

من از تو میروم تا در سفر بودن با تو باشم. من از تو سر نمیروم.
من در تو میروم تاسبزترین بهارمنظره هایت................ تا ماه.
گفتی باش
گفتم هستم
گفتی میفهمم
گفتم  من هم
گفتی بغض شک راه گلو را بسته لحظه تصمیم است به تو ای خوب نجیب نمیتوان شک کرد گفتم  به دزدان شک کن. من و تو تشنگی باغچه را میبینیم و چه بیرحمانه مشک پرآب را که برای عطش باغچه باقی مانده است نیمه شب میدزدیم و به یک رهگذر که مشکش پر از آب است میفروشیم ارزان.به ترانه دزدان بگو باورشان ندارم. گفتی ترانه دزدان را باور ندارم اما تو نباید میرفتی.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
جستجو
تعداد بازدیدکنندگان : 67708


Powered by BlogSky.com


شناسنامه کامل من...