شب بارانی
سرای عاشقان
آبان 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
کهنه یادداشتهای بارونی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 25 تیر ماه سال 1386
این حقیقت است

 

در کشاکش سرنوشت حقیقت قلبش را به خیالی باطل از من پنهان کرده بود

هر چه کرد حق با او بود ولی ...

حکایتش را از همان بدو حضور دوباره خوانده بودم

هر چند خیلی دیر بود اما ...

گاه و بیگاه دلتنگش میشوم و به سراغ احساسش میروم

احساسی مکتوب که در آن سهم من کمتر از یک نیمه راه بود

میخوانم و میخوانم ، هر دو نیمه را

دل خوش میکنم به نیمه خود

چشمانم را میبندم

غافل از آن که منطق در نبرد میان عقل و عشق به جانبداری عقل میشتابد

و نیمه دوم راه را  همواره مرور میکند

گفته بود فریادش راهی می جوید و دستانش ابدیت را ، عشق را ،  ثبات را 

این ادعا نیست

نه از آن جهت که مسیرش از نیمه راه برای من غریبه بود

 

...... امید بدان دارم که در ره عشق همیشه ماندگار باشد.....

 


چهارشنبه 6 تیر ماه سال 1386
جای او همیشه خالیست

 

ای آفتاب سرخ سر از خاک سرد بر آور و ببین چگونه  پریشان خاطرات کهنه بارانم 

 

       امروز دیگر باران برای من تکرار مکررات است

                                   

 کسی نیست اما اینجا خانه من است

 

       من میدانم و تو نیز بدان خانه بی مقدار نیست

 

میخواهم فریادی برآورم به بلندای طاق آسمان

 

      میخواهم ثانیه ها را بسوزانم

 

همان ثانیه هایی که گفته بودم و تو خوب میدانی

       

     همان ثانیه هایی که میروند و به تنهایی من ریشخند میزنند

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
جستجو
تعداد بازدیدکنندگان : 64919


Powered by BlogSky.com


شناسنامه کامل من...