شب بارانی
سرای عاشقان
آبان 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
کهنه یادداشتهای بارونی

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 5 مهر ماه سال 1382

باب الحوائج به معنای واقعی

ساعت پنج بعد از ظهر بود دلم داشت همینطوری شور میزد منتظر یک خبر بودم که سرنوشت زندگیمو رقم میزد بالاخره کسی که منتظرش بودم اومد با خبرای خوش که من و به یقین رسوند آخه میدونید بچه ها از این و اون خیلی شنیده بودم حتی خودمم چند بار امتحان کرده بودم اما هنوز به یقین صد در صد نرسیده بودم. این مکانی که میخوام درباره اون براتون حرف بزنم یه تکیه است به نام تکیه ابوالفضل واقع در شهرستان دامغان که از قدیم به برآورده کردن حاجات معروف بوده .من از قدیمیها و همه اونایی که برای گرفتن حاجتشون چیزی نذر این مکان مقدس کرده بودند شنیدم که اگر کسی از ته دل و با خلوص نیت چیزی از اون حضرت بخواد امکان نداره نا امید از در خونه باب الحوائج بر گرده و به طور قطع به حاجت و مقصودش میرسه. این بار پنجمیه که من از حضرت ابوالفضل حاجت میگیرم. دیگه به یقین رسیدم شما هم اگه گذرتون به این شهرستان افتاد حتما یه سری به تکیه ابوالفضل بزنید و با چشم خودتون ببینید که مردم گرفتار با چه ذوقی از راه دور و نزدیک برای گرفتن حاجتشون به این تکیه میان و دخیل میبندن. حتما میدونید شهرت این حضرت در برآورده کردن حاجات مختص شیعیان نیست من خیلی از مسلمانان اهل تسنن رو میشناسم یا حتی مسیحیان و یهودیانی که از این حضرت حاجت گرفتن و به باب الحوائج بودن ایشان ایمان دارند. همه مردم مسلمان عراق که تعداد زیادی از اونا رو اهل سنت تشکیل میدن برای گرفتن حاجاتشون به حرم مقدس این حضرت پناه میبرن و میدنن که هیچ وقت نا امید از اونجا بیرون نمیرن .

خلق میداند که در بهداری قرب حسین                        دردها را بیشتر عباس درمان میکند


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
جستجو
تعداد بازدیدکنندگان : 67746


Powered by BlogSky.com


شناسنامه کامل من...