|
بارش برف
سه روز
یکریز برف باریده بود
نه بیشتر
یا انبوهتر
حتی گاه که جایی سرمان گرم بود
به دور از پنجره،
برف یکریز باریده بود
-------------------------------------------------------------
برف
با نفرتی ژرف
از طرح باغچه پشت خانه حفاظت میکند
بلند،مثل تور سیمی فرسوده ای
تمام تغارها را میپوشاند
مزرعه نیشکر
وزباله دان هایی را
که در پشت کوچه ها به هم می پیوندند
در کوچه های طبقه بندی شده
بین خیابانها
و حتی وقتی در خوابم نیز برف میبارد
--------------------------------------------------------------
و هر بامداد
وقتی هوا هنوز تاریک است
تولیدات شب یخ میزند
ودوده مینشیند
برسطح براق برف
که روی لایه های دیگر قرار دارد
لایه هایی که یا خاکیست
یا شاید گدازه ای آتشفشانی
---------------------------------------------------------------
وقتی برف بایستد
وزندگی سروسامان بگیرد
نسلهای جدیدی پدید می آیند
بر روی ما
که فرزندانشان
ما را خواهند کند، از زمین
وطرح هایمان را به نمایش خواهند گذاشت
وتمام هستی امان را
به مردم نشان خواهند داد
----------------------------------------------------------------
ما در اتاق بودیم
پشت پنجره
گاهی که برف
سر انجام تا سقف خانه را پوشاند
وما،همه هوا را استنشاق کردیم
داگ پتر لینگ ( کانادا ) ترجمه:ضیاءالدین ترابی |